تبليغاتX
روستای حمید

روستای حمید
شهرستان میاندوآب 
قالب وبلاگ

نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود. غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند. وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود. همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند. ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش! سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند. اینک در شعاع آفتاب خرداد، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد. مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید. امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند. یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا! ادرکنا! امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید. فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد. السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله! ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند. خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست. یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول! پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟ یا وجیهتا ًعند الله، اشفعی لنا عند الله! 
[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 20:44 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

خداوندا ، در این واپسین روزهای سال دلم را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده که هر کجا تردیدی هست ایمان ، هر کجا زخمی است مرهم ، هر کجا نومیدی هست امید و هر کجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد . پیشاپیش سال نو را به همه شما دوستان ودانشجویان عزیز تبریک می گویم امیدوارم که سال خوبی داشته باشید .


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 11:4 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

 

 پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : مَن بَنى مَسجِدا و لَو كَمَفحَصِ قَطاةٍ بَنَى اللّه‏ُ لَهُ بَيتا فِي الجَنَّةِ ؛

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :هر كه مسجدى ، هر چند به اندازه لانه يك پرنده ، بنا كند ، خداوند براى او در بهشت خانه‏اى بسازد

در عاشورای حسینی امسال باحضور هیئت امنای وجمعی از اهالی روستای حمید  قرار بازسازی ومرمت مسجدصاحب الزمان این روستا انجام گرفت واینطرح با مشارکت همه مردم واستقبال انان روبرو شد وقسمتی از هزینه ساخت وبازسازی را مردم  متقبل شدند

امیدهست بایاری هرچه بیشتر مسئولین وبا کمک ومساعدت همه جانبه مردم  این پروژه به خوبی پیش برود

[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 12:15 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

اشکم ز هجر روي تو خوناب شد حسين , مويم ز غصه رشته مهتاب شد حسين . هر جا کنار آب نشستم ز داغ تو , از بس که سوختم جگرم آب شد حسين . جانسوز تر ز داغ تو ديگر کسي نديد , خورشيد هم ز داغ تو در تاب شد حسين

 

فرا رسیدن ایام محرم الحرام و سالروز شهادت حضرت ابا عبد الله الحسین و یاران با وفایش بر شما هم روستائیان گرامی تسلیت باد

[ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ 14:38 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]
بدينوسيله قبولي كليه شركت كنندكان ودانش آموزان روستاي حميددر كنكور سراسري سال 90وراهيابي آنها به دانشگاهها وموسساتاموزش عالي كشور رابه تمامي دانش اموزان وخانواده هايشان تبريك مي گوييم اميدواريم كه هميشه موفق و مويد باشند
[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 16:24 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]
[ جمعه یازدهم شهریور 1390 ] [ 13:18 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

((معرفي پروژه سد مخزني باروق))

1- تاريخچه و سوابق مطالعاتي  طرح

بررسي‌هاي اوليه در محدوده طرح، تحت عنوان مطالعات شناسائي از سال 1376 توسط مهندسين مشاور آب و توسعه پايدار شروع گرديد . مطالعات مرحله اول از تيرماه 1379 با حفر 7 حلقه گمانه ماشيني در محل سد شروع و گزارشات فاز يك در تاريخ 1382 تحويل كارفرما گرديده است.مطالعات مرحله دوم طرح نيز از خرداد ماه 1388 با حفر 20 حلقه گمانه ماشيني شروع و هم اكنون در دست انجام ميباشد.

2- موقعيت جغرافيائي:

دشت باروق در حوضه مياني رودخانه باروق چاي (قوري چاي )و زرينه رود ، در فاصله 42 كيلو متري شرق شهرستان مياندوآب در شمال غربي ايران واقع شده است.اين دشت از نظر مختصات جغرافيائي بين طولهاي 14-46 تا 20-46 شرقي و عرضهاي 54-36 تا 0-37 شرقي قرار گرفته است.كه از شمال به روستاهاي شيرين كند و كل سليمان ، از شرق به روستاي باروق و رودخانه باروق چاي ، از جنوب به روستاهاي آق كند و چالخماز و از غرب به جاده ترانزيتي مياندوآب شاهين دژ محدود ميگردد.مساحت اين دشت حدودا 8950 هكتار ميباشد.

3- اهداف طرح:

1-    تامين آب كشاورزي حدود 8188 هكتار از اراضي واقع درپايئن دست سد.

2-    تامين آب مورد نياز زيست محيطي پايين دست.

4-سيماي طرح:

سد مخزني باروق سدي است از نوع خاكي با هسته رسي  با ارتفاع حدود 53 متر كه ساير اطلاعات آن بشرح زير مي باشد

نوع سد:

سد خاكي  با هسته رسي قائم

تراز بستر رودخانه در محل سد مخزني:

1387 متر بالا تر از سطح دريا

حداكثر ارتفاع سد از پي :

53 متر

طول تاج :

554 متر

عرض تاج:

10 متر

تراز تاج سد

1435متر از سطح دريا

آورد طبيعي رودخانه

5/102 ميليون متر مكعب

حجم مخزن در تراز نرمال:

100 ميليون متر مكعب

حجم آب تنظيمي:

72 ميليون متر مكعب

[ پنجشنبه دهم شهریور 1390 ] [ 17:47 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

این شهرستان در حد فاصل بین شهرهای بوكان، ملكان، مهاباد و شاهیندژ واقع شده است و در واقع پل ارتباطی برای استانهای آذربایجان‌غربی، آذربایجان‌شرقی و كردستان محسوب می‌گردد. مساحت شهرستان میاندوآب 2694 كیلومتر مربع است و در طول جغرافیایی 46درجه و 6 دقیقه‌ی شرقی از نصف‌النهار گرینویچ و در عرض 36 درجه و 58 دقیقه‌ی شمالی از خط استوا در وسط جلگه‌های منتهی به دریاچه‌ی ارومیه با ارتفاع 1314 متر از سطح دریا قرار دارد. آب و هوای منطقه متغیر بوده، دارای تابستانهای نسبتاً گرم و زمستانهای مختصر سرد میباشد.
میزان بارش متوسط در منطقه 289میلی‌لیتر ثبت شده است.

میاندوآب چنانكه از اسمش پیداست به علت قرار گرفتن در میان دو رودخانه‌ی زرینه‌رود و سیمینه‌رود به این نام، نامگذاری شده است.

جمعیت شهرستان میاندوآب۲۳۹۳۴۷ نفر میباشد. از این جمعیت ۱۳۰۴۰۰ نفر در مركز شهرستان و  103773  نفر در روستاهای تابعه زندگی میكنند. جمعیت عشایری شهر نیز ۵۱۷۴ نفر میباشد.

میاندوآب شهر كشاورزی و تا اندازه‌ای صنعتی است. این شهرستان از نظر كشاورزی و دامپروری پس از ارومیه در استان رتبه‌ی دوم را دارد و از نظر صنعت نیز پس از شهرهای ارومیه و خوی در جایگاه سوم استان قرار گرفته است.

دین و مذهب مردم این شهرستان اسلام شیعه‌اثنی‌عشری بوده و در روستاهای مشرف به استان كردستان درصدی از برادران سنی مذهب نیز زندگی می‌كنند. زبان و لهجه‌ی مردم میاندوآب تركی آذربایجانی است و از خصوصیات بارز مردم این شهرستان صداقت و ایثارگری، میهمان‌نوازی و متعصب بودن به آداب و رسوم می‌باشد. خوشبختانه میاندوآب به واسطه‌ی قرار گرفتن در بین استانهای آذربایجان‌غربی ، آذربایجان‌شرقی و كردستان در سالهای اخیر مورد توجه بسیار قرار گرفته است و از نظر صنعتی، كشاورزی، ارتباطات و توسعه‌ی فرهنگی جزء محورهای اصلی سرمایه‌گذاری در جنوب استان به شمار آمده است.

[ پنجشنبه دهم شهریور 1390 ] [ 17:13 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]
                 
خستـــم از روزای ابــری         خیلی سنگینه نـگاهت 
دوست ندارم تو تابستون         بشینــم باز ســر راهت 
نمیـــخوام بـــازم خیـالت         قبـلـه آرزوهــــام شــــه
تـــو بمــون و عاشقـــای         روی پُـــر غـرور و ماهت
 

آره مــن اونم که گفتــم          واسـه چشم تـو دیوونم 
آره مـن قـول داده بــودم          تـا تهش بــاهات بمونـم
ولی پس دادی نگــــامو           زیــر رگبــــــار غـــرورت 
من فقط یکــم شکستم          خوب نگام کنی همونم

 

چـمــدون رویـــاهـــامـو           دیگه برداشتم و بستم 
دیگــه عین اون قدیمــا           چشــــاتو نمیپرستــــم 
رخ تــو عین یه بـــــازی           منــو مـات قصه هـا کرد 
حالا بی اسمـم و تنها            پُــرپــاییز و شکستــــم


اینــی که حــــالا میبـینـی       دیگه مجنون چشات نیست 
دیگه وقتی نیمه شب شه       نگـران لـحظه هــات نیست 
مـــن بــرام فــرقـی نــداره        کـــه تو بــاشی یـا نباشی 
خیلـی وقته دیگه نیستی        تو دلم جـــایی برات نیست
      

از تو هیچ چیزی نـمونــده         نـه نگـــاهی و نـه یــــادی
مـــن سپردمـت به دریــــا         عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی 
تازه فهمیدم با این عشق         زندگیـــم چقـد تلـف شـد
تــو بـــه جــای التماســم         یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی 


   

من میرم واسه همیشه

[ پنجشنبه دهم شهریور 1390 ] [ 17:9 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]
توسعه روستايي چيست؟
 
انسان پيش از آموختن كشاورزي و كشف فنون و ابزارهاي مختلف, براي تامين نيازهاي زندگي خود به كوچ و چندجانشيني مي پرداخت. انسان ها براي تامين غذاي موردنياز خود و يافتن مكاني مناسب براي سكونت, به مكان هاي مناسب داراي منابع طبيعي (مرتع, آب, حيوانات) مهاجرت مي نمودند. از زماني كه انسان كشاورزي را آموخت و توانست ابزارهاي مورنياز زندگي خود را بسازد به يكجانشيني روي آورد و روستاها متولد شدند. روستاها يا دهات, اولين مراكز اجتماعي زندگي نوين انسان محسوب مي شوند.

طبق تحقيقات باستان شناسان, قديمي ترين دهكده هاي جهان كه تاكنون بوسيله حفاران پيدا شده, در خاورميانه واقع است. دو روستا در ”جارمو“ و ”تپه سربين“ واقع در ايران و عراق امروزي, نشان مي دهد كه يكجانشيني يا تشكيل اجتماعات روستايي, دست كم به ۱۰۰۰۰ سال پيش بر مي گردد.

با رشد و تكامل مراكز روستايي و ظهور كسب وكارهايي غيرازكشاورزي (تجارت, خدمات, حكومت ) شهرها بوجود آمدند. بخاطر تمركز بالاي جمعيت در مناطق شهري توام با رشد پرشتاب صنايع و خدمات, به سرعت شهرها توسعه پيدا كردند در حاليكه روستاها به كندي حركت نمودند.


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ] [ 0:0 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]
 
مناقصهاجرای عملیات دیوارکشی محوطه مراکز روستایی از توابع شهرستان میاندواب
مناقصه شرکت سهامی مخابرات استان آذربایجانغربی و/219/83
آگهی مناقصه 22/9/83
این شرکت در نظر دارد اجرای عملیات دیوارکشی محوطه مراکز روستائی مشروحه ذیل از توابع شهرستان میاندوآب را از طریق مناقصه عمومی به پیمانکاران و شرکتهای ساختمانی واجد شرایط و دارای ظرفیت مجاز کار ارجاعی صادره از سوی سازمان و مدیریت و برنامه ریزی واگذار نماید. لذا از کلیه داوطلبین شرکت در مناقصه دعوت میشود از تاریخ 2/10/83 لغایت 13/10/83 جهت کسب اطلاعات بیشتر به اداره تدارکات این شرکت واقع در ارومیه – خ ارتش – ساختمان مرکزی مخابرات اتاق 521 مراجعهو یا با شماره تلفن 2913521 تماس حاصل نمایند و در صورت تمایل به شرکت در مناقصه نسبت به اخد معرفی جهت واربز مبلغ 100000 زیال بابت بهای اسناد مناقصه اقدام فرمایند.
اجرای عملیات دیوارکشی محوطه مرکز مخابراتی روستای حاج حسن خالصه
اجرای عملیات دیوارکشی محوطه مرکز مخابراتی روستای قلعه حسن
اجرای عملیات دیوارکشی محوطه مرکز مخابراتی روستای خزینه جدید
اجرای عملیات دیوارکشی محوطه مرکز مخابراتی روستای کوسالار علیا
اجرای عملیات دیوارکشی محوطه مرکز مخابراتی روستای داش تپه
اجرای عملیات دیوارکشی محوطه مرکز مخابراتی روستای حمید
آدرس سایت اینترنتی این شرکت : WWW.TCWA.IR
شرکت سهامی مخابرات استان آذربایجانغربی

مناقصهاجرای عملیات دیوارکشی محوطه مراکز روستایی از توابع شهرستان میاندواب
[ دوشنبه سیزدهم تیر 1390 ] [ 13:47 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

فرآورده های کشاورزی :

 

شغل اصلی مردم روستا کشاورزی می باشد و در کنار آن به کار های دیگری از قبیل دآمداری تولید صنایع دستی  و کار های خدماتی می پردازند .آب مورد نیاز جهت کشاورزی از طریق چندین حلقه چاه عمیق و یک قنات تامین می شود .

 عمده فرآورده های  کشاورزی  روستا عبارتند از :

سیب :

که در حال حاضر طی سالهای گذشته  به علت عدم برنامه ریزی صحیح جهاد کشاورزی و دولت بسیاری از درختان سیب روستا خشک شده اند ولی مجددا مردم شروع به کاشت درخت کرده اند که کم و بیش به بهره برداری رسیده اند .

انواع سیب که در این روستا تولید می شود :

۱: سیب قرمز                            ۲ سیب ترش

   انواع انگور :

از دیرباز کشت انواع انگور در این روستا رواج داشته و به علت وجود  آب و هوای مناسب این محصول با کیفیتی مطلوب تولید و عرضه می شود .

برخی از انواع انگوری که در این روستا کشت می شود عبارتند از :

۱: عسکری               ۲: یاقوتی                      ۳: شانی                 ۴: فرخی            ۵: کشمشی              ۶: ریش بابا        

 

 

 

گردو و بادام:

 به علت سردسیر و کوهستانی بودن منطقه این محصول در این منطقه با کیفیت عالی عرضه می گردد.

 

 گردو

 

البته به غیر از سیب - انگور و گردو بادام  که عمده محصولات سردرختی روستا می باشد محصولات دیگری نیز کشت می شود که عبارتند از :

انواع آلو انواع زردآلو

آلبالو و گیلاس

سنجد

 

 

 انواع حبوبات :

انواع لوبیا - گندم- جو . نخود و... در منطقه کشت شده و عرضه می شود که حبوبات منطقه شهره عام می باشد . 

 

  لوبيا

 انواع سبزی و صیفی جات:

محصولات دیگری نیز از قبیل  انواع سبزی و صیفی جات و.......... کشت می شود که معمولا نیاز روستا را تامین می کند.

  

 انواع خشکبار :

خشکباردر این روستا به روش سنتی تهیه می شود و با کیفیت نسبتا خوبی تولید می شود که عبارتند از :

انواع قیسی ( پرزردآلو)

انواع لواشک  

انواع کشمش

تخمه آفتاب گردان و کدو

گردو و بادام  


 
دامداری :

به علت وجود مراتع خوب و همچنین تامین علوفه دام ها  توسط خود کشاورزان  دامداری از رونق  نسبتا خوبی  برخوردار است و عمده  دامهای  روستا را گاو و گوسفند  به صورت  پروار بندی  یا شیری  تشکیل  می دهد .

دامداری در روستا در کنار کار زراعت و باغداری به عنوان شغل دوم محسوب می شود که علاوه بر تامین لبنبات و فراورده های شیری خانواده درآمد زایی نیز از بابت فروش مازاد شیر دارد .

به غیر از گاو و گوشفند  از انواع طیور ( مرغ - اردک - بوقلمون و...)  نیز جهت تامین گوشت و تخم مرغ  نگهداری می شود که معمولا نیاز روستا را تامین می کند.

 

همچنین زنبورداری نیز از دیرباز در روستا  وجود  داشته ولی مدت نسبتا طولانی  از رونق افتاده بود که طی چند سال اخیر مجدداّ رونق گرفته که جای امیدواری دارد .         

 

 



[ چهارشنبه هشتم تیر 1390 ] [ 14:9 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

خرمنکوب 
یا همان چان

 

نام رسمي : خرمن كوب              نام محلي : چان

 

وسيله ي بالا همان خرمن کوب یا چان می باشد که با ابزار خاصی ( یوغ و ...) به حيواناتي مثل خر وگاو یا اسب  بسته مي شد و با حركت از روي خرمن که به صورت  دايره وار ايجاد مي شد كار خرمنكوبي را انجام مي داد .اين وسيله توسط فردي كه روي خرمنكوب مي نشست و مثل درشكه چي حيوان را هدايت مي كرد مورد استفاده قرار مي گرفت . البته اين كار با فعاليت دستي كارگراني به وسيله ي یواشن  (چهار دنده) تكميل مي شد .

 

 

بعد از کوبیدن خرمن و مطمئن شدن از اینکه دانه ها از خوشه جدا شده و ساقه ها نیز خرد شده نوبت به جدا کردن دانه ها از کاه و کلش می شده  که این کار نیز بعد از جمع کردن خرمن کوبیده شده و باد دادن آن در روزی که باد ملائمی می وزیده با کمک ابزار خاصی انجام می شد .

 

چهار دنده (یواشن)

 

حضور كليه ي اعضاي خانواده و حتي فاميل و همكاري و همدلي در اين امر مهم وطاقت فرسا محيطي صميمي ولذتبخش وخاطره انگيز فراهم مي كرد كه شايد بسياري ازعزيزاني كه با خواندن اين متن به ياد آن روز ها مي افتند در كنار ياد آوري سختي ها با حَسرت و حِسي لطيف از آن ياد كنند .

يكرنگي عشق  همدردي و سادگي دستاورد اينگونه فعاليتها در آن روز گاران بوده است .

 

 

زندگي با  مهربانان  ياد  باد                 خلوت آرام جانان ياد باد

بوسه ي مادر گل آهنگ پدر              مهربانيهاي آنان  ياد  باد

نکته ی شیرين شنيدن روز وشب        از لب شيرين دهانان ياد باد

خانه باغي بود وما گلهاي باغ            دست گرم باغبانان ياد باد

كودكان كوچه با ما در خروش           ياد آن شيرين زبانان ياد باد 

   
   
[ چهارشنبه هشتم تیر 1390 ] [ 14:3 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

216178105177223241117618414229182112731585 سخنان کوتاه دکتر شریعتی | http://shariati.nimeharf.com

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت ‌ای را بالا ببری

ادامه مطلب را نیز مطاله کنید در مورد  گهربار دکتر

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد

رقص اشکهایم را بر گونه هایم در اینه می نگرم و صدای عشق بازی باد را بر روی برگهای درخت حس می کنم و خدا را می خوانم

شاد باشید
درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده!
بهار

عمری گداختن از غم نبودن کسی که، تا بود، از غم نبودن تو می گداخت
جملات فوق لاعاده ای بود.

کسی که خواب باشد را اگر صدا کنیم بیدار میشود اما هستند کسانی که خود را به خواب زده اند و با هیچ صدایی بیدار نمیشوند

من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد،وقتی از پنجره بر پوچی افکار جهان می نگرم-عالی بود

باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
باتو،آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
باتو،کوه ها حامیان وفادارخاندان من اند
باتو،زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
ابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند
وطناب گاهواره ام را مادرم،که در پس این کوه هاهمسایه ی ماست در دست خویش دارد باتو،دریا با من مهربا نی می کند
باتو، سپیده ی هرصبح بر گونه ام بوسه می زند
باتو،نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
باتو،من با بهار می رویم
باتو،من در عطر یاس ها پخش می شوم
باتو،من درشیره ی هر نبات میجوشم
باتو،من در هر شکوفه می شکفم
باتو،من درمن طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم
باتو،من در روح طبیعت پنهانم
باتو،من بودن را،زندگی را،شوق را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
باتو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،
غرقه ی فریاد و خروش وجمعیتم،درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند وگلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند وبوی باران،بوی پونه،بوی خاک،شاخه ها ی شسته، باران خورده،پاک،همه خوش ترین یادهای من،شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو،من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو،رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو،آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو،کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو،زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر،کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند

بی تو،دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو،پرندگان این سرزمین،سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو،سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو،نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو،من با بهار می میرم
بی تو،من در عطر یاس ها می گریم
بی تو،من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.
بی تو،من با هر برگ پائیزی می افتم.بی تو،من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو،من زندگی را،شوق را،بودن را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی رااز یاد می برم
بی تو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،نگهبان سکوتم،حاجب درگه نومیدی،راهب معبد خاموشی،سالک راه فراموشی ها،باغ پژمرده ی پامال زمستانم.
درختان هر کدام خاطره ی رنجی،شبح هر صخره،ابلیسی،دیوی،غولی،گنگ وپرکینه فروخفته،کمین کرده مرا بر سر راه،باران زمزمه ی گریه در دل من،
بوی پونه،پیک و پیغامی نه برای دل من،بوی خاک،تکرار دعوتی برای خفتن من،
شاخه های غبار گرفته،باد خزانی خورده،پوک،همه تلخ ترین یادهای من،تلخ ترین یادگارهای من اند.

….این عزاداری نیست که ما برای امام حسین انجام میدهیم بلکه این عمل شکمی از عزا در آوردن است.

خداوندا!
به هر آنکس که دوست میداری،بیاموز
که عشق از زندگی کردن برتر است و
به هر آنکس که بیشتر دوست میداری،
بچشان که دوست داشتن ازعشق والاتراست.
“دکتر

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز،ولی پی در پی و آرام،دم گرم خودش را در گلویم سخت نقشبارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.

در بیکرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند:
آبی آسمان که میبینم و میدانم که نیست
و خدایی که نمیبینم ومیدانم که هست.

مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم.
اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتنهای من است.

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت.

  • علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته است ، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست
  • [ دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 ] [ 14:3 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

    احداث سدی درمیاندوآب موجب جابجایی یک روستا شد

    نماینده مردم شهرستانهای میاندوآب، شاهین دژ و تکاب در مجلس شورای اسلامی گفت: احداث سد باروق میاندوآب موجب تخلیه این روستا و جابجایی آن شد.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صبا به نقل از ایرنا، صفر عیسی زاده در جمع اهالی روستای قطار با اشاره به اتمام عملیات مطالعه احداث سد " باروق " گفت : عملیات اجرایی سد مزبور نیزسال آینده آغاز خواهد شد.
    وی گفت: اهالی این روستا درشرایط حاضر در بلا تکلیفی بسربرده و هیچ گونه خدمات عمرانی و توسعه ای برای آنان به دلیل واقع شدن درداخل طرح ارایه نمی شود.
    وی اظهارداشت: مسئولین امر باید دراسرع وقت با برنامه ریزی و هماهنگی اقدامات لازم را در این خصوص انجام داده و اهالی انقلابی و ولایتمدار این روستا را از بلا تکلیفی نجات دهند.
    درادامه این دیدار بخشدار باروق نیزگفت: در صورت تمایل اهالی این روستا شهر باروق جهت اسکان آنها و احداث مسکن دراین بخش زمین دراختیار آنها قرار داده خواهد شد.
    روستای " قطار" با بیش از 160 خانوار درداخل محدوده این سد قرارگرفته است.

    ایرنا
    ۶ اسفند ۱۳۸۸ ۱۴:۱۹

    [ سه شنبه دهم خرداد 1390 ] [ 17:54 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]
    روستای حمیددر استان آذربایجان  غربی ودر شهرستان میاندواب درنزدیکی شهر باروق قرار دارد  از سه طرف در حصار کوهها واز یک طرف در کنار رودخانه قوری چای قرار گرفته است

    از نظر فراوانی جمعیت حئود ۲۵۰ خانواروبالای ۱۰۰۰ نفر جمعیت دارد

    واز اکثر امکانات رفاهی وخدماتی برخوردار است

    دارای یک مدرسه دو شیفته،ابتدایی وراهنمایی هست

     

    [ پنجشنبه پنجم خرداد 1390 ] [ 9:56 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

    نمايشگاه آثار هنرهاي دستی سوادآموزان روستاي حميد برگزار شد 
        مياندوآب-خبرنگاررسالت:
        نمايشگاهي از آثار هنرهاي دستي سوادآموزان روستاي حميد از توابع مياندوآب برگزار شد.
        در اين نمايشگاه که در مرکز يادگيري محلي روستاي حميد ترتيب يافت ، 150 اثر گلدوزي ، مکرومه بافي ، خياطي ، گلسازي ، عروسک سازي ، قلاب بافي و هويه کاري سوادآموزان روستا در معرض ديد علاقه مندان قرار گرفت.در مراسم گشايش اين نمايشگاه مرتاض فرماندار مياندوآب با تاکيد بر اهميت علم و آگاهي در مکتب اسلام گفت : بزرگترين سلاح جامعه اسلامي در برابر توطئه هاي دشمنان علم و آگاهي است.در اين مراسم از خانم رحيمه وظيفه سوادآموزباپشتکار که از طريق کلاس هاي نهضت سوادآموزي به مقطع دوم تحصيلات متوسطه راه يافته است تقدير شد. 
           
         
         
     روزنامه رسالت، شماره 6077 به تاريخ 16/11/85، صفحه 20 (شهرستانها)
    [ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 13:36 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]
    به ادامه   مطلب ر جوع کنید


    ادامه مطلب
    [ یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ] [ 11:0 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]

    [ چهارشنبه دهم فروردین 1390 ] [ 17:38 ] [ عبد نژاد(روستای حمید) ]
    .: Weblog Themes By Pichak :.

    درباره وبلاگ

    روستای حمید یکی از روستاهای شهرستان میاندواب در نزدیکی شهر باروق دارد
    و سرشار از منابع طبیعی زیبا می باشد
    امکانات وب
    [PoolQuestion]
    [PoolOptions]
    [PoolButton]

    .

    Google

    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت


    فال امروز